الشيخ أبو الفتوح الرازي

20

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

غيب است اگر به وحى تقرير كرد و به فرستادن ( 1 ) گوييم ، از اين چند جواب گفته‌اند ( 2 ) : يكى آن كه زمين مسبعه بود و گرگ بسيار بود آن جا ، براى اين گفت . وجهى ديگر آن است كه بر دل او بگذشت و بر زبان او براند ( 3 ) خداى تعالى ، تا وقت احتجاج و اعتلال [ ايشان ] ( 4 ) را دست افزار ( 5 ) نباشد . بعضى دگر گفتند : در خواب ديد كه او را گرگ خورده بود ، و گفتند : در خواب ديد كه ايشان او را ببردند و باز نياوردند و چون پرسيد كه او را كجا بردى ؟ گفتند : او را گرگ بخورد ، و گفتند : در خواب ديد كه ده گرگ گرد يوسف - عليه السّلام - در آمده بودند و او را تعرّض مىكردند و بر او حمله مىكردند ( 6 ) و يكى از آن جمله از او ذبّ و دفع مىكرد و زمين بشكافت و يوسف به زمين فرو شد و از آن جا بر نيامد إلَّا از پس سه روز . چون يعقوب اين خواب بديد او را از برادران نگاه مىداشت ، چون استدعا كردند گفت : * ( وَأَخافُ أَنْ يَأْكُلَه الذِّئْبُ ) * . عبد اللَّه عمر ( 7 ) روايت كرد از رسول - عليه السّلام ( 8 ) - كه او گفت مردمان را دروغ تلقين مكنى ( 9 ) كه فرزندان يعقوب ندانستند كه گرگ آدمى را خورد ( 10 ) چون يعقوب بگفت : * ( وَأَخافُ أَنْ يَأْكُلَه الذِّئْبُ ) * ، ايشان ( 11 ) بياموختند و آن را دست افزار خود كردند و گفتند : * ( فَأَكَلَه الذِّئْبُ ) * . و اين آن است كه در مثل گفتند : أذكرتنى الطَّعن و كنت ناسيا . پدر را گفتند : * ( لَئِنْ أَكَلَه الذِّئْبُ ) * ، اگر چنان كه گرگ او را بخورد و ما ، ده مرد ( 12 ) با او ، پس ما زيانكار باشيم ، و « لام » جواب قسمى مضمر است فى قوله : * ( لَئِنْ ) * ، و « واو » حال راست ، فى قوله : * ( وَنَحْنُ عُصْبَةٌ ) * ، و * ( إِذاً ) * ملغاست ، لوقوعه بين المبتدأ و الخبر . * ( فَلَمَّا ذَهَبُوا بِه - ) * الآية ، در كلام حذفى و اختصارى هست ، تقديره : فأجابهم إلى ملتمسهم و أرسله معهم ، فلمّا ذهبوا به . يعقوب - عليه السّلام - ايشان را اجابت كرد و

--> ( 1 ) . آو ، آب ، لب ، آز ، آج : تقرير باشد به فرستادن او ، بم : تقدير باشد به فرستادن او . ( 2 ) . آو ، آب ، لب ، بم ، آز ، آج : جواب است . ( 3 ) . بم : بر آمد . ( 4 ) . قم : ندارد ، از آو افزوده شد . ( 5 ) . آو ، لب ، آج : به اقرار ، آز : اقرار . ( 6 ) . لب ، آج : مىبردند . ( 7 ) . آو ، بم رضى اللَّه عنهما . ( 8 ) . آب ، آز : صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم . ( 9 ) . آو ، آب ، لب ، بم ، آز : مكن ، آج : نكن . ( 10 ) . آو ، آب ، بم ، آز ، آج : آدمى خورد . ( 11 ) . آو ، لب ، بم ، آز ، آج از او . ( 12 ) . بم : ده برادر .